قندعسل

 
مهنازجوووون تولدت مبارک
نویسنده : سحر - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳٠ بهمن ۱۳٩٢
 

تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا

وجود پاکت اومد تو جمع و خلوت ما

تو تقویما نوشتیم تو این روز و تو این ماه

از آسمون فرستاد خدا ۱ ماه زیبا

بهترینم تولدت مبارک


زاد روزت شیرین ، پرعشق و نورآفرین باد.

قهقهه هایی آسمانی و آرامش زلال زندگی را برایت آرزو دارم

.


 
 
تنها...
نویسنده : سحر - ساعت ۳:٠۸ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ بهمن ۱۳٩٢
 

دیر گاهیست که تنها شده ام,قصه ی غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من

است,باز هم قسمت غم ها شده ام من که بی تاب شقایق بودم,همدم سردی یخ ها

شده ام ,کاش چشمان مرا خاک کنند,تا نبینم که چه تنها شده ام....


 
 
پانزدهمین ماهگردعشقمون مبارک...
نویسنده : سحر - ساعت ۱٢:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ بهمن ۱۳٩٢
 

ایشالله همه ماهگردای زندگیمون سرشار از عشق و دوست داشتن باشه و

یه عمر در کنار هم بهترین دقایق رو سپری کنیم مرد مهربون زندگی من ...

 

 

 

خیلی روزای سختی رودارم سپری میکنم روزایی که همش بوی دلتنگی ودوری میده 


 
 
,,,
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:٥٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 


خدایا زیاد غم خوردم ممنون دیگر میل ندارم میشود یک استکان

مرگ برایم بریزی؟


 
 
...
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:٥٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 

خوش به حال انجیرها و انارها...دلشان که تنگ میشود میترکند...


 
 
....
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 

 اگر کسی را دوست داری

 باید او را آن طور که هست دوست داشته باشی

 نه آن جور که گمان می کنی باید باشد!


 
 
...
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 

دوست داشتن احتمالا بهترین شکل مالکیت است

 اما مالکیت بدترین شکل دوست داشتن ...


 
 
ﻋﺸﻖ ﭼﯿﺴﺖ؟!
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 

ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪ ﺯﻥ ﻫﻤﺪﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺮﺩ ﻭ ﻣﺮﺩ ﺗﮑﯿﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻥ؟

 ﯾﻌﻨﯽ ﻓﻬﻢ ﻭ ﺍﺟﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﻢ ﺧﻂ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺳﺨﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻨﺪ؟!


 
 
,,,
نویسنده : سحر - ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۱ بهمن ۱۳٩٢
 

 باید به دورِ خود یک دیوار تنهایی کشید،نه برای اینکه

دیگران را از خودت دُور کنی،

 بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت دیوار را خراب

می‌کند...!


 
 
کمی درنگ...
نویسنده : سحر - ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ۱۳٩٢
 

اگرقبل ازآمدن کسی خوشبخت بوده اید

بعدازرفتنش هم میتوانیدخوشبخت باشید


 
 
....
نویسنده : سحر - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢
 


 
 
 اهدای قلب...
نویسنده : سحر - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱ بهمن ۱۳٩٢
 

 

 پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود.نیازفوری به قلب داشت.از پسر خبری نبود.دختر با خودش می گفت:میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی.ولی این بود اون حرفات.حتی برای دیدنم هم نیومدی.شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

 
 چشمانش را باز کرد.دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید.درضمن این نامه برای شماست..!
 دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود:
 
 سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم.پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم.امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
 دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود.اون قلبشو به دختر داده بود.
 آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد.و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم.گریهدل شکسته