قندعسل

 
داستان- قیمت مغز
نویسنده : سحر - ساعت ۱:۱٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٧ تیر ۱۳٩۱
 
•تو بیمارستان، جایی که یکی از افراد فامیل که به طرز مرگباری مریض بود،
• بستری شده بود، همه قوم و خویشها تو اتاق انتظار جمع شده بودن .

بالاخره دکتر وارد شد ، با نگاهی خسته ، ناراحت و جدی .

دکتر در حالی که قیافه نگرانی به خودش گرفته بود گفت :
•"متاسفم که باید حامل خبر بدی براتون باشم ,
• تنها امیدی که در حال حاضر برای عزیزتون باقی مونده، پیوند مغزه ."

"این عمل ، کاملا در مرحله أزمایش ، ریسکی و خطرناکه ولی در عین حال
• راه دیگه ای هم وجود نداره,
• بیمه کل هزینه عمل را پرداخت میکنه ولی هز ینه مغز رو خودتون باید پرداخت کنین ."
•اعضا خانواده در سکوت مطلق به گفته های دکتر گوش می کردن ,
• بعد از مدتی بالاخره یکیشون پرسید :
•" خب , قیمت یه مغز چنده؟";

دکتر بلافاصله جواب داد :"۵۰۰ هزار تومانبرای مغز یک مرد و
• ۲۵۰ هزار تومان برای مغز یک زن ."

موقعیت نا جوری بود , أقایون داخل اتاق سعی می کردن نخندن
• و نگاهشون با خانمهای داخل اتاق تلاقی نکنه , بعضی ها هم با خودشون پوز خند می زدن !

بالاخره یکی طاقت نیاورد و سوالی که پرسیدنش آرزوی همه بود از دهنش پرید که :
• "چرا مغز آقایون گرونتره ؟ "

دکتر با معصومیت بچگانه ای برای حضار داخل اتاق توضیح داد که :
•" این قیمت استاندارد عمله ! باید یادآوری کنم که مغز خانمها چون استفاده میشه،
• خب دست دومه و طبیعتا ارزونتر ! . "