قندعسل

 
بچه که بودیم....
نویسنده : سحر - ساعت ۸:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢
 

- بچه که بودیم، چه دل‌های بزرگی داشتیم،


اکنون که بزرگیم، چه دلتنگیم!


- کاش دل‌هامون به بزرگی بچگی بود.


- کاش برای حرف‌زدن، نیازی به صحبت‌کردن نداشتیم


و فقط «نگاه» کافی بود.

 


- بچه که بودیم تو جمع گریه می‌کردیم،


بزرگ که شدیم، تو خلوت.

 

- بچه که بودیم راحت دل‌مون نمی‌شکست،بزرگ که شدیم


خیلی آسون دل‌مون می‌شکنه.

 

- بچه که بودیم همه‌رو ۱۰تا دوست داشتیم،


بزرگ که شدیم، بعضی‌هارو هیچی،


بعضی‌هارو کم و بعضی‌ها‌رو بی‌نهایت دوست‌داریم.

 


- بچه که بودیم قضاوت نمی‌کردیم و


همه یکسان‌بودن، بزرگ که شدیم،


قضاوت‌های درست و غلط موجب شد


که اندازه‌ی دوست‌داشتنمون تغییر کنه.

 

 
- بچه که بودیم اگه با کسی دعوا می‌کردیم،


یک‌ساعت بعد از یادمون می‌رفت،


بزرگ که شدیم،


گاهی دعواهامون سال‌ها تو یادمون می‌مونه


و آشتی نمی‌کنیم.


 - بچه که بودیم گاهی با یه تیکه نخ


سرگرم می‌شدیم، بزرگ که شدیم،


حتی ۱۰۰تا کلاف هم سرگرم‌مون نمی‌کنه.


 - بچه که بودیم بزرگ‌ترین آرزومون


داشتن کوچک‌ترین چیز بود، بزرگ که شدیم،


کوچک‌ترین آرزومون، داشتن بزرگ‌ترین چیزه.


 

 - بچه که بودیم آرزومون بزرگ‌شدن بود،


بزرگ که شدیم، حسرت برگشتن به بچگی‌رو داریم.

 

 - بچه که بودیم تو بازی‌هامون


همه‌اش ادای بزرگ‌ترهارو درمی‌آوردیم،


بزرگ که شدیم،


همه‌اش تو خیال‌مون برمی‌گردیم به بچگی.