قندعسل

 
دخترسی دی فروش
نویسنده : سحر - ساعت ۱٠:٠٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ اسفند ۱۳٩٢
 

پسری یه دختری روخیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کارمیکرد.امابه دخترک درموردعشقش هیجی نگفت.

هرروزبه اون فروشگاه میرفت  ویک سی دی میخریدفقط به خاطرصحبت کردن بااو...

بعدازیک ماه پسرک مرد....

وقتی دخترک به خونه اون رفت وازش خبرگرفت مادرپسرک گف که اومرده واون روبه اتاق پسربرد....

دخترک دیدکه تمامی سی دی هابازنشده.....

دخترک گریه کردوگریه کردتامرد.....

میدونی چراگریه میکرد؟چون تمام نامه های عاشقانه اش روتوی جعبه سی دی میگذاشت وبه پسرک می داد!!!